بهانه ماندن من

 

خلوت تنهائيم را ، نگاه بهت زده تو پركرده است .

ونبض لحظه لحظه زندگيم ، به ياد روي تو مي طپد .

دلم باتوست !

و در كنار توست !

تا در يادت غرق مي شوم ، اتاق تاريكم ،

 پر مي شود از عطر نفسهايت !

چشمانم را مي بندم ! تو در كنارمي !

 لبخند مي زني !

 ومن مي بويم عطر پاك نفسهايت را .

چشمانم كه گشوده مي شود

 هنوز اتاقم بوي تو را دارد .

به ياد خاطراتم مي خندم

 و به دلتنگيم اشك مي ريزم

 و به يادت آه مي كشم و به عشقت مي نويسم !

تا بهانه اي براي ماندنم باشد

 فراموشت نمي كنم خوب من               N